السيد محمدمهدي بحر العلوم

54

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى)

في سبيل الله اشاره به همين مرتبه از خلوص است و اين دو رزق متّحد است « 1 » و قرين كون عند الرّب است كه عبارت ديگر قرب است كه حقيقت ولايت است كه مصدر و اصل شجرهء نبوّت است ، أنا و عليّ من شجرة واحدة « 2 » و نبوّت متفرّع بر آن است و متولّد از آن . بلكه آن نور است و اين شعاع ، و آن صورت است و اين عكس ، و آن عين است و اين اثر ، چه ولىّ مخاطب به خطاب أقبل است و نبىّ به خطاب أدبر بعد أقبل . پس نبوّت بىولايت صورت نبندد و ولايت بدون نبوّت مىشود . « 3 » و در حقّ مخلصين است كه : ليس بينهم و بين أن ينظروا إلى

--> مقدّر نيست در مقابل غير مقدّر و خارج از حدّ و حصر ، بلكه براى اهميّت اين رزق و بيان عظمت آن آورده شده است در مقابل غير معلوم به معناى ناچيز و غير مهم . ( 1 ) - يعنى رزق معلوم و رزق أحياء عند الرّب . ( 2 ) - اين روايت را در « بحار الانوار » ج 9 ص 334 از « كشف الغمّة » از « مناقب خوارزمى » آورده است و نيز در ص 338 از « امالى » طوسى آورده كه : يا عليّ خلق الله النّاس من أشجار شتّى ، و خلقنى و أنت من شجرة واحدة ، أنا أصلها و أنت فرعها . فطوبى لعبد تمسّك بأصلها و أكل من فرعها . و در « ينابيع المودّة » ص 235 و ص 256 رواياتى در اين باره آورده است . ( 3 ) - چون نبوت مستلزم وحى است و وحى عاليترين درجات تكلّم خداست كه بدون حجاب و واسطه با بنده مىشود ، همانطور كه فرمود : و ما كان لبشر أن يكلّمه الله إلاّ وحيا أو من وراء حجاب أو يرسل رسولا . و اين نوع از تكلّم كه وحى است فقط در حال فناء بنده در هنگام تجلّيات خداست كه او را ولايت گويند . پس هر نبوّتى متفرّع بر ولايت است . بلى لازم نيست كه نبى داراى ولايت عامّهء مطلقه باشد بلكه ولايت في الجمله در حصول مقام نبوّت كافى است .